
نوع نگاه ما به مسایل، اتفاقات و موضوعات مختلف در زندگی مشخص کننده کیفیت زندگی ماست.
این موضوعی است که در ادبیات ما هم به خوبی به او اشاره شده. بقول مولوی :
ای برادر تو همه اندیشهای ما بقی تو استخوان و ریشهای
در واقع آنچه مشخص کننده هویت و شخصیت ماست، اندیشه، نوع تفکر و دیدگاه ما به موضوعات است وگر نه فیزیک ما انسانها که شباهت های زیادی نیز به هم دارد، مشتی پوست و گوشت و استخوان است.
به زندگی چگونه می نگریم؟ آن را رنجی مدام میبینیم یا فرصتی برای تجربه کردن و لذت بردن و بزرگ شدن؟
پیش چشمت داشتی شیشهی کبود زان سبب عالم کبودت مینمود
با چه عینکی به زندگی و موضوعات آن نگاه میکنیم؟
با خوش بینی و تمرکز روی داشتهها یا با بد بینی و توجه به کمبود ها؟
خبر جالب این که نوع نگاه ما مشخص کننده نوع رویدادهایی است که در زندگی تجربه میکنیم. خاطرم هست در سالهای ابتدایی راه اندازی بهیاد (91 و 92) با کابین ساز جوانی که تقریبا همزمان با ما کارش را شروع کرده بود صحبت می کردم. دیدگاهی را مطرح کرد که به نظرم صحیح آمد :
کسانی که کسب و کارشان را پنج سال زودتر شروع کردند، خیلی کار سادهتری به نسبت ما داشتند، دلار هنوز 1000 تومان بود، مشتری بیشتر بود، اینقدر دست زیاد نشده بود و …. !
استدلالش منطقی میآمد و به آن توجه کردم و پذیرفتم. گهگاهی که با دوستان دیگر صحبت میشد این موارد را عنوان می کردم و بعد از مدتی خودم هم مواردی در تایید این دیدگاه اضافه میکردم. تکرار و تکرار باعث شد که این دیدگاه به “باور” من تبدیل شود. حالا دیگر باور کرده بودم که چرخ کسب و کار به هزار و یک دلیل منطقی است که سخت بگردد!
در واقعیت هم همین اتفاقات را تجربه می کردم. مشتریانی سراغ ما می آمدند که خیلی سخت می شد از دستشان پول گرفت، کار را به پیمانکارانی می سپردیم که بدقول بودند، دوباره کاری در کارشان زیاد بود و خلاصه واقعا چرخ کسب و کار “سخت” می چرخید. و هر دفعه با چنین تجربیاتی مواجه می شدیم با چهره ای حق به جانب و مانند فیلسوفی که حقیقتی بزرگ را کشف کرده باشد می گفتیم : گرداندن کسب و کار واقعا سخت و طاقت فرساست!
حالا سوال جالبی می توان پرسید:
سر این نخ کجاست؟
چون این باور را دارم این اتفاقات را تجربه می کنم یا چون این اتفاقات برایم افتاده این باور را پیدا کردم؟
یکی از ویژگی های ذهن ما “جمع آوری شواهد مثبت” است . اگر به ایدهای یا موضوعی حساس شود، به اتفاقات و موضوعات تایید کننده آن ایده توجه می کند. آیا شده بخواهید ماشینی بخرید و از فردای آن روز تعجب کنید که حالا که ما می خواهیم از این مدل بخریم چقدر زیاد شده؟ در واقع آن نوع ماشین قبلا هم در خیابانها بوده و شما آنها را مشاهده می کردید اما “توجه” نمی کردید. حالا عینکی را به چشم زدید که 206 نقره ای صندوق دار را می بیند و بقیه ماشین ها را فیلتر می کند!
گر نه کوری این کبودی دان ز خویش خویش را بدگو مگو کس را تو بیش
اگر کور نیستی بدان که رنگ تیره ای که در همه چیز میینی مربوط به “شخص” توست! آن را به گردن موضوعات دیگر نیانداز!
اول از همه یاد آوری میکنم به خودم، اگر چرخ کسب و کارت سخت میگردد، علت را درون خودت جستجو کن، به دنبال بهانه هایی برای کم کاریها و ایرادات خودت نگرد. انگشت اتهام را از جامعه، مشتریان، شریک، پیمانکاران، قیمت دلار، تحریم، ترامپ، بیماری، آقای رییس جمهور و شانس بردار. کمی به درون توجه کن!
چه عینکی بر چشم داری ؟
اینجا یک سوال خوب می توان پرسید؟
آیا تمام کسب و کارها همینطور به سختی و با دشواری میگردند؟
آیا همه صاحبان کسب و کار چنین دیدگاهی دارند؟
پاسخ قطعا منفی است. همه ما افراد و کسب و کارهایی را می شناسیم که در همین محیط و در همین شرایط عالی پیش میروند، روز به روز خودشان و شرکتشان را ارتقا می دهند و “حال خوب” را برای خودشان، خانواده شان و پرسنلشان به ارمغان می آورند. مگر بیماری برای آنها نیست؟ مگر تحریم برای آنها نیست؟ مگر آنها از به جای بیست و چهار ساعت چهل و هشت ساعت در شبانه روز در اختیار دارند؟
به قول سهراب
ما هیچ، ما نگاه
باز هم به یاد می آورم در سالهای اولیه راه اندازی بهیاد، وقتی قراردادی را با مشتری منعقد میکردیم، انچنان حس بدی به من دست می داد که بعد از گذشت سالها هنوز با شفافیت زیاد خاطرم هست.
به جای اینکه شاد باشم از اینکه موفق شدیم پروژه بگیریم، به نواقص توجه می کردم:
کارگاه نداریم، پرینتر که قرارداد رو پرینت کنیم نداریم، دستگاه تراش نداریم، دریل نداریم ….. !
و این توجه به کمبودها شیرینی انعقاد قرارداد را به تلخی در کامم بدل میکرد.
حالا میدانم نگاه صحیحتر این است:
تمرکز به نیمه پر لیوان، سپاسگزار بودن برای آن و حس خوب داشتن بابت انعقاد قرارداد و نیم نگاهی به نیمه خالی فقط در این حد که همیشه جا برای بهتر شدن هست.
در واقع دیدگاه درست این بود که ما بخاطر وارد شدن پول به زندگی و کسب و کارمان خوشحال باشیم و شکرگزار این نعمت باشیم، با این حال خوب آن پروژه را به بهترین شکلی که میتوانیم اجرا کنیم و رضایت مشتریمان را جلب کنیم همین موضوع باعث معرفی شدن ما، ایجاد یک نمونه کار خوب و قابل افتخار و در نهایت وارد شدن کار بیشتر به شرکت ما خواهد بود.
به کمبود ها نگاه میکنم فقط به اندازهای که اولویت بندی کنیم، از آن کار و کارهای بعدی با چه ترتیبی زیر ساخت را تکمیل کنیم؟ ابتدا پرینتر بخریم یا دستگاه تراش!
وقتی عمیقتر شدم متوجه شدم که این تمرکز به کمبود ها از مقایسه نادرست می آید. شرکت یکسال تاسیس مان را با شرکتی که 20 سال است فعالیت میکند مقایسه میکردیم، و چه مقایسه نادرستی….. .
دید صحیح این بود که خودمان را با وقتی که رویای داشتن کسب و کار را داشتیم مقایسه کنیم، روزی که آرزو داشتیم اولین قراداد را با مشتری منعقد کنیم، حالا این رویا محقق شده بود. پس خوشحال باش و بخاطرش سپاسگزار باش. این شکرگزاری و حال خوب پله ای می شود برای حرکت بسمت فتح قله های بیشتر و بلندتر.
بیاید باهم دو مثال را بررسی کنیم:
فرض کنید شما کارمند شرکتی هستید، فردا که سر کار حاضر می شوید، تمامی همکاران جلو درب منتظر شما هستند، با گل و شیرینی به استقبال شما می آیند و مدیر عامل شدن شما را تبریک می گویند! از فردا قرار است شما به جای مدیر عامل بنشینید و مسئولیتهای او را بعهده بگیرید و حقوق او را دریافت کنید.
آیا آماده هستید؟ آیا مهارتهای فنی و مدیریتی لازم برای اداره کردن شرکت را دارید؟
در مثال دوم، شما صاحب شرکتی هستید و محصولی را تولید میکنید. امشب در اخبار میشنوید که فردا قرار است رئیس جمهور امریکا به تهران بیاید، تمامی تحریمها برداشته میشود، رابطه ما با تمامی کشورهای دنیا عالی شده و می توانید محصولتان را به هر کشوری که بخواهید صادر کنید.
آیا محصول شما شرایط فنی و کیفیتی مطلوبی دارد که قابل رقابت با نمونه های خارجی باشد؟
آیا سازمان شما آمادگی کامل برای برقراری ارتباط با مشتریان خارجی، صادر کردن، ارایه خدمات پس از فروش و …. را دارد؟
چقدر با مثالهای ذکر شده ارتباط برقرار کردید؟
بازهم اول روی سخن با خودم هست. بجای تمرکز به کاستیهای دنیای بیرون، به خودت، به مهارتهایت ، به شرکتت، به بهبود و رشد هر روزهاش فکر کن. کار برای انجام دادن و فضا برای رشد کردن آنقدر زیاد است که وقتی برای پرداختن به حاشیههای دنیای بیرون باقی نماند!
هدف این مقاله بیان دیدگاهی راجه به “اهمیت نگاه صحیح به مقوله کسب و کار است” .
تا کنون راجع به اهمیت نگاه صحیح صحبت کردیم و تجربیاتی را مرور کردیم، اما نگاه صحیح به “کسب و کار” چگونه است؟
نگاه صحیح به” کسب و کار” از نظر بنده اینگونه است:
شما (بعنوان شخصی که برای شرکتی کار میکنید یا بعنوان صاحب کسب و کاری که محصول یا خدمتی را ارائه میکنید) به میزان ارزشی که ایجاد می کنید پول دریافت می کنید. به بزرگی مسالهای که حل میکنید درآمد دارید.
شما برای مشتری تان چه ارزشی ایجاد می کنید؟
در بخش دوم راجع به این موضوع باهم صحبت میکنیم.
ادامه دارد…… .

نوع نگاه ما به مسایل، اتفاقات و موضوعات مختلف در زندگی مشخص کننده کیفیت زندگی ماست. این موضوعی است که در ادبیات ما ...

در مقاله نگاه صحیح به کسب و کار راجع به رابطه نگاه صحیح به کسب و کار صحبت کردیم. گفتیم که هر شخص ...

در دو مقاله قبلی راجع به دیدگاه صحیح به کسب و کار و همچنین زنجیره ارزش در صنعت آسانسور با هم صحبت کردیم. ...

در دو مقاله قبلی راجع به دیدگاه صحیح به کسب و کار و همچنین زنجیره ارزش در صنعت آسانسور با هم صحبت کردیم. ...
(+98) 916 - 123- 4567
اهواز: کیان اباد ,خیابان28شرقی,پلاک12
info@themento.com